

توجه : عزیزان من حاضر به تبادل لینک هستم
قلب نوشته توسط *•. .•* *•. سیب سرخ .•* *•. .•* در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 11:44 موضوع | لینک ثابت





عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده با چشمان تر
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني درجهان رسواشدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني اعتبار لحظه ها
عشق يعني سجده بر سجاده ها
عشق يعني يک تبسم يک نماز
عشق يعني عالمي در راز و نياز
عشق يعني سوختن از تشنگي
عشق يعني سوختن از بيدلي
عشق يعني يک شقايق غرق خون
عشق يعني درد و مهنت در درون
عشق يعني انتهاي هرچه راز
عشق يعني راز شبهاي دراز
عشق يعني يک سوال بر هر جواب
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني دوزخ بي سرنوشت
عشق يعني رنگ شادي رنگ نور
عشق يعني ظلمت تاريکي رنگ گور
عشق يعني سوختن با ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني لحظه ديدار توبي
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني لاله اما بر چمن
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
صد سخن دارد وليکن بي صدا
عشق من یعنی تنهایی





|
.![]()
|
قلب نوشته توسط *•. .•* *•. سیب سرخ .•* *•. .•* در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت





بغلم کن عشق خوبم بزار حس کنم تنتو![]()
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو![]()
واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست![]()
ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست![]()
منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا![]()
بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا![]()
به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا![]()
بغلم کن تا نمیرم بی تو،تو دستای سرما![]()
مثل دامنه فرشته شب ما قدیس و پاکه![]()
حتی ماه به حرمت ما،عاشقونه تر می تابه![]()
بغلم کن عشق خوبم بزار آرامش بگیرم![]()
سر بزرام روی شونت با نفسهات خو بگیرم![]()





سرسبزترين بهار تقديم توباد
آواي خوش هزارتقديم توباد
گويندكه لحظه اي است روييدن عشق
آن لحظه هزاربارتقديم توباد





قلب نوشته توسط *•. .•* *•. سیب سرخ .•* *•. .•* در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 18:50 موضوع | لینک ثابت





وقتي باران بي بهانه مي بارد؛وقتي تو كنارم نيستي
وقتي حتي جاده ها هم بوي انتظار مي دهند...
وقتي غريبانه به تو مي انديشم و وقتي صادقانهبراي ديدنت
اشك مي ريزم...در ميان دلتنگي فرياد مي زنم دوستت دارم


اگر مي داد ليلي كام به مجنون كجا افسانه مي شود نام مجنون
چو عاشق از نگارش كام گيرد چراغ ارزوهايش بميرد
نواي عاشقي در بي نوايست دوام عاشقي ها در جداييست...
اگر مي داد ليلي كام به مجنون كجا افسانه مي شود نام مجنون
چو عاشق از نگارش كام گيرد چراغ ارزوهايش بميرد
نواي عاشقي در بي نوايست دوام عاشقي ها در جداييست...





عشق هرجا رو کند آنجا خوش است 
گر به دریا افکند دریا خوش است 
گر بسوزاند در آتش دلکش است 
ای خوشا آن دل که در این آتش است 
تا بینی عشق را ایینه وار 
آتشی از جان خاموشت برآر 
هر چه می خواهی به دنیا نگر 
دشمنی از خود نداری سخت تر 
عشق پیروزت کند بر خویشتن 
عشق آتش می زند در ما و من 
عشق را دریاب و خود را واگذار 
تا بیابی جان نو خورشیدوار 
عشق هستی زا و روح افزا بود 
هر چه فرمان می دهد زیبا بود










قلب نوشته توسط *•. .•* *•. سیب سرخ .•* *•. .•* در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت
دلتنگ میشوم وقتی خط به خط خاطره های بهار را مرور میکنم...
می خواهم ترانه ی بهار را در کوچه پس کوچه های زمستان زمزمه کنم...
آخرین باران اشک بریزم...
تا زمانی که آمدن بهار بهانه ی پنجره های بسته را نداشته باشد...
زمانی که آرزوهای سیاه و سفید پشت شیشه رنگی میشود...
افسوس که بهار آن سال ماهی ای برای عاشق شدن و پنجره ای برای باز شدن ندارد...

بس که سر خوشم بهار می آید بس که مرهون محبت مانده ام بهار می آید
بس که کندم از دلچسبی های ناقلا بهار می آید
بس که حالم بالیدنی است بهار می آید شاید بهار می آید که حسم یکتایی نکند
خالی نباشد پشتش و تن درد نگیرد از بی پشتی و همرنگی

لحظه ديدار نزديك است .
باز من ديوانه ام، مستم .
باز می لرزد، دلم، دستم .
باز گويی در جهان ديگری هستم .
هاي ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تيغ !
هاي ! نپريشی صفای زلفم را، دست!
آبرويم را نريزی، دل !
- اي نخورده مست -
لحظه ديدار نزديك است






باز هم با نام تو افسا نه اى گلريز شد
باز هم در سينه ام عشق تو شور انگيز شد
باز هم همراه بوى ميخك و محبو به ها
خاطراتم پر كشد با ياد تو در كوچه ها
باز هم وقتى نگاهت گيرد از من فاصله
ديده ام مى بارد اما نم نم و بىحوصله
باز قلب پنجره بر روىمن وا مى شود
باز هم پروانه اى در باغ پيدا مى شود
باز هم لاىكتابم مىنهم يك شاخه ياس
مىكنم بهر پيامى قاصدك را التماس

باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگير مىشوم
باز هم با ياد تو سر شار رويا مىشوم






عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو

عشق یعنی...
عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعني ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لحظه ها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني شب نيايش با خدا
تا طلوع صبح ، دلتنگي ، دعا
عشق يعني آه ديگر پشت آه 
سوز دل را پرکشاندن تا به ماه
عشق يعني گريه هاي بي صدا
چشم خيس دختري دور از نگاه
عشق يعني لحظه هاي انتظار
دل به فردا بستن و روز بهار
عشق يعني بارش از ديده و ابر
بهر ديدار دوباره باز صبر
عشق يعني بهترين حس نياز
سوي تنها خالق هستي
